خرید بک لینک
عصر ایران ؛ نهال موسوی - چند قسمت از برنامه برمودا کامران نجف زاده از شبکه نسیم پخش شده است و افرادی چون مهدی تاج، اسدالله یکتا، محمدرضا حیاتی، ابوالفضل پورعرب و ... به عنوان مهمان حضور داشتهاند. قابل ذکر است سازندگان برنامه اعلام کردهاند: «برمودا با شعار "به وقت پیدا شدن" محیطی دوستانه را برای مهمانان خود ایجاد میکند و با چالشهایی که در هر برنامه طراحی خاص خود را دارد، مهمانهای خود را در موقعیتهای غافلگیرکنندهای قرار میدهد.»آنچه تا به امروز دیدهایم جدای از تغییرات ظاهری کامران نجف زاده - چون کاشت مو، چاق شدن و ... - در واقع موقعیت چندان خاص یا چالشی با مهمانان برنامه هم نبوده است. یعنی بر خلاف آنچه خالقان برنامه ادعا دارند چندان برنامه چالشی هم نبوده است.اسم برمودا تداعی کننده همان مثلث برمودا و گم شدن افرادی در آن مکان است که دیگر هیچ گاه اثری از نها پیدا نشد، حال وجه تسمیه آن برای چنین برنامهای چیست باز جای پرسش است! اگر قصد بر این است که بگویند در این برنامه سراغ افرادی میروند که سالها از آنها دیگر خبری نبوده و نیست که باید اسم برنامه را «آنتی برمودا» یا «ضد برمودا» میگذاشتند چون در اینجا افراد پیدا میشوند نه گم!نکتهای که در همان نگاه اول هم به شدت به چشم میآید طراحی صحنه و فضای دکور برنامه است که البته تو ذوق میزند، با یک نگاه به این دکور متوجه بی ربط بودن عناصر داخل آن و ترکیب رنگ و فضا میشوید. آن میز و صندلی ریاستی در وسط و بالای صحنه چه ربطی به این برنامه گفتگو محور دارد؟ این مبلهای چستر زرشکی وسط صحنه که نجف زاده و مهمانش بر روی آنها مینشینند دیگر چیست؟ چنین موقعیتی به یاد آورنده رئیسهای ادارات و مدیرعاملهای شرکتها و سازمانهاست که دفترهای بزرگ

برچسب: نویسنده: آراد محمودی تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 19:16

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در هفتمین سالگرد درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی از پایهگذاران جمهوری اسلامی ایران و یکی از مشهورترین رجال تاریخ معاصر سخنی باید نوشت که پیشتر ننوشته باشیم یا از زبان دیگران نیامده باشد یا دستکم برای مخاطبان مستمر زاویۀ تازهای بگشاید. نکاتی از این دست را که به اعتدال و مدارا باور داشت یا امام خمینی را به پایان جنگ 8 ساله مجاب کرد یا بهتر آن بود که در مرحلۀ دوم انتخابات 84 انصراف میداد تا رقابت فینال میان مهدی کروبی و محمود احمدینژاد شکل گیرد یا دیگران نوشته و گفتهاند یا در نوشتههای همین نویسنده خواندهاید. دربارۀ فقرۀ آخر توضیح دهم که اگر در مرحلۀ دوم 84 کنار میرفت در رقابت کروبی و احمدینژاد ادعای تقابل توده و اشرافیت یا شعارهای پوپولیستی به برگ برندۀ احمدینژاد بدل نمیشد زیرا بر خلاف نکوهشهای روشنفکران و طبقۀ متوسط در تحقیر و تخفیف شعار 50 هزار تومان برای هر ایرانی بالای 18 سال کروبی -که گویا ایدۀ بهروز افخمی در مصاحبۀ با او بود- برای پایگاه رأی احمدینژاد هم جاذبه داشت. مهمتر اما اگر کروبی میبرد جریان اصلاحات ولو به شکل کلاسیک ادامه مییافت و اگر هم باز، احمدینژاد منت هاشمی بر سر او بود چرا که در مرحلۀ اول نفر نخست بود و این همانی است که در تبلیغات گفته نمیشود و انگار انتخابات 84 یک مرحلهای بوده است. این نوشته در هفتمین سالگرد هاشمی رفسنجانی بر چند نکته درنگ دارد: نخست این که همواره اصرار داشت ثابت کند روحانیون شیعه میتوانند دنیای مردم را هم آباد کنند. او که به اتفاق برادرش با خودرو ایالتهای مختلف آمریکا را از نزدیک دیده و به اروپا هم سفر کرده بود برای دنیاگریزی و سر در جیب مراقبت فروبردن معمم نشده بود و جالب این که در میان

برچسب: نویسنده: آراد محمودی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 14:35

3. این نکته هم جالب بود که گفتار و رفتار روحانی برنامه - الهیراد- شباهتی با روحانیون سنتی نداشت. یک روحانی سنتی باید جاهایی یادآور شود فلان موضوع مصداق غیبت پشت سر فرد متوفاست ولی ادبیات او این گونه نیست.صفدر الهی راد متولد 1357 است و در فضای دیگری در حوزهها تحصیل کرده و ممر درآمد او هم احتمالا با روحانیون سنتی متفاوت است. این که فرد معمم از لپتاپ استفاده کند و از نرم افزار بگوید و احتمالا از بیرون او را در جستوجوها یاری رسانند در حالی بود که احمد زیدآبادی با دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران با کتاب و خودکار به استودیو رفته بود. زیدآبادی در سال انقلاب ۵۷ نوجوان و حاضر و ناظر بوده و دوران جنگ را هم درک کرده اما فرد روحانی متولد سال انقلاب است و به همین خاطر هر قدر پذیرش انقلابی بودن مصباح یزدی -به مفهومی که طالقانی و منتظری و اعضای شورای انقلاب بودند- برای زیدآبادی دشوار باشد نزد آقای الهیراد چنین نیست و در موسسه پژوهشی خود او در رشته کلام اسلامی دکتری گرفته و مشغول است.4. در مناظرههای تلویزیونی چهره افراد هم در قضاوت بینندگان اثر میگذارد و تنها چهره هم نیست. نوع کلمات و ادبیات هم مؤثر است. احمد زیدآبادی با صورت تراشیده و پوشش مدرن و اکتفا به کلمۀ احترام آمیز «آقای» به جای القاب و عنوانها رابطه بهتری با بیننده برقرار میکرد. جالب این که معمولا روحانیون لهجه دارند ولی گویش کرمانی فرد غیر روحانی بیشتر جلب توجه میکرد. غرض این که طبقه متوسط با زیدآبادی همذاتپنداری و توافق بیشتری نشان میدهد و طیف مذهبی با فرد معمم. حال آن که اگر برنامه رادیویی بود چه بسا شخص به صورت کامل همراهی نمیکرد.5. در سالهای اخیر طیفی از روشنفکران سکولار اصرار دارند این نکته را القا کنند که اسل

برچسب: نویسنده: آراد محمودی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 14:35

۳. آخر تو را به خدا یکی بگوید سیمای کدام یک از این دو دختر به جاسوسها میماند؟! لابد میگویید مگر قرار است روی پیشانی جاسوس بنویسند جاسوس؟! این را میفهمم. ولی جاسوس آن است که کسی حدس هم نمیزند و به مردم اطلاعرسانی نمیکند. بلکه به جایی که مامور شده اطلاعات میدهد و ظاهر و رفتار را هم انطباق داده تا شک نکنند. هنوز بر سر این که «اشرف مروان » داماد جمال عبدالناصر رهبر مصر و مشاور ارشد جانشین او ( انور سادات) جاسوس اسراییل بود یا نه و عملیات ۷ اکتبر ۱۹۷۲ را او لو داد یا نه بحث است. ۴. وقتی جامعه قبول نکرده عباس امیرانتظام که یک چهره سیاسی بود واقعا جاسوس بوده به طریق اولی درباره این دو دختر خبرنگار هم نمیپذیرد و نپذیرفته است. ۵. برای ساختار سیاسی خوب نیست که زندانی در جامعه محبوبیت و مقبولیت داشته باشد. همین چند شب پیش میهمان برنامه تلویزیونی «شیوه» در شبکه چهار احمد زیدآبادی بود که اعتبار و اشتهار او بیش از آنچه نوشته به خاطر ۶ تا ۷ سال زندان است. چون بحث حکم قضایی مطرح است و آزادی الهه و نیلوفر قطعی نیست و به قد وثیقه بسیار سنگین ۱۰ میلیارد تومانی و تا رای قطعی دادگاه تجدید نظر است این نکات به همین ۵ مورد ختم شود بهتر است و اساسا این نوشته کاری به حکم ندارد. موضوع -آن چنان که امیدوارم منتقل کرده باشم- این است که چرا برخی از خبر آزادی دو دختر خبرنگار زندانی نه تنها خوشحال نشدند بلکه بر قوه قضاییه خرده گرفتند؟ مصلحت سیاسی و تبلیغات بیگانگان به کنار. مثلا خیال میکنند بیرون باشند دست به قتل و جنایت میزنند و میروند جایی بمب میگذارند یا دوست دارند هر که مثل آنان نمیپوشد و مانند آنان نمیاندیشد یا ساکت باشد یا در زندان؟ اگر این باشد که اکثریت مردم باید در زندا

برچسب: نویسنده: آراد محمودی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 14:35

کانت مقالهی مشهوری با عنوان «در پاسخ به پرسش: روشنگری چیست؟» دارد که در سپتامبر ۱۷۸۴ نوشتهاست. یدالله موقن با توجه به ترجمههای مختلفی که از این مقاله منتشر شدهاست، ترجمهی شخصیاش را در سایت انگاره منتشر کرد.انگاره نوشت: «ترجمههای متعددی به زبان انگلیسی از مقالهی مشهور کانت «در پاسخ به پرسش: روشنگری چیست؟» موجودند. مترجم این ترجمهها را در اختیار داشته و از آنها سود برده است. علاوه بر اینها متن آلمانی مقالهی کانت را در مجموعه آثار کانت (ویراستهی ارنست کاسیرر و همکارانش) نیز مد نظرداشته است. کاسیرر مدعی است که فلسفهی کانت قلهی فلسفهی روشنگری است و در نقدی که بر کتاب هایدگر: «کانت و مسالهی متافیزیک» نوشته میگوید که کانت فیلسوف روشنگری بود و فیلسوف روشنگری باقی میماند اگر این طور باشد پس دانستن نظر کانت در بارهی روشنگری اهمیت بسیار دارد. در این مقاله کانت به روشن ترین وجه رویهی قاطع عقلی فلسفهی روشنگری و نیز خصوصیت تاریخی آن و ماموریتش را بیان میکند.فلسفهی روشنگری در برابر بینش قرون وسطایی، که ادعا میکرد قدرت خود را از اعتقاد به وحی انبیای بنی اسراییل وعیسی بن مریم به دست میآورد و عمدتاً از طریق سنت و حکومتهای تئوکراتیک پشتیبانی میشد، بینش دیگری را میگذارد که بر خرد و قدرتهای فهم استوار است. اندیشهی اساسی که زیر ساخت همهی گرایشهای روشنگری است این اعتقاد است که فهم بشر بر پایهی قدرت خود و بدون کمکِ فوق طبیعی، توانایی درک سیستمِ جهان را دارد و این شیوهی تازهی فهمِ جهان به شیوهی تازه ای برای سلطهی بر جهان میانجامد.روشنگری برای شناختِ جهانشمول این اصل (یعنی توانایی فهم بشر برای درک جهان طبیعی و جهان انسانی) در قلمروهای علوم طبیعی و عقلی یعنی در قلمر

برچسب: نویسنده: آراد محمودی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 14:20

عصر ایران - جماعت یا انبوه خلق (Crowd) در علوم سیاسی به جمعی پرتجانس گفته میشود متشکل از افراد هیجانی، نفوذپذیر، با سرعت واکنش بالا، مقلد، تلقینپذیر، و بیسازمان که معمولا در یک جا گرد میآیند و با یکدیگر ربط مییابند و به جنبوجوش میپردازند. در جریان این جنبوجوش، چون هر کس تحت تاثیر دیگران قرار میگیرد و به نوبه خود بر دیگران تاثیر میگذارد، هیجانات نسبتا مشابهی که به صورت فریاد و کف زدن و مشت گره کردن و احیانا یورش و خرابکاری تظاهر میکنند، در جمع به وجود میآید. جماعت در اشخاص سه تغییر مهم پدید میآورد: در هم شکستن فردیت، کنش خودبهخودی، احساس ایمنی. عوامل مهمی که باعث حفظ جماعت و تحکیم تجانس آن میشوند، عبارتند از: تمکین به رهبران، وسعت جماعت، نظم.هر چه نظم خودبهخودی جماعت بیشتر باشد، فردیتها با سهولت بیشتری در جمع مستهلک میشوند. از این رو، رهبران جماعتها میکوشند که رفتاری منظم و موزون در جماعتها ایجاد کنند و به این منظور از شعارهای یکنواخت و حرکات موزون و سخنان مسجع و شعر و آواز سود میجویند.گوستاو لوبون (1931-1841) فیلسوف فرانسوی در کتاب "روانشناسی جماعتها" میگوید فعالیت روحی جماعتها مرکب است از: اذهان مطیع و منکوب.در جوامع مدرن، جامعه باید نوع جدیدی از رهبران را برای جماعات تدارک بیند. در غیر این صورت اشخاص عوامفریب، جماعات را آلت دست خود قرار خواهند داد.با این حال هیجانات دستهجمعی همواره ناشی از دلایل و انگیزههای اجتماعی است و نمیتوان به نحو مطلق از رفتار غیرارادی انبوه خلق سخن گفت.معمولا انقلابیون و رژیمهای توتالیتر به جماعت یا انبوه خلق علاقه دارند چراکه حضور جماعت انبوه را نشانۀ مشروعیت اهداف و اقدامات خودشان میدانند. ولی تجربۀ تاریخی نشان

برچسب: نویسنده: آراد محمودی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 0:37

عصر ایران - فساد سیاسی (Political Corruption) یعنی استفاده از قدرت سیاسی برای هدفهای شخصی و نامشروع. فساد مالی و اداری نیز از جنبههای مهم فساد سیاسیاند. ویتو تانزی، اقتصاددان ایتالیایی-آمریکایی معاصر، فساد را رعایت نکردن عمدی ضابطه و اصل بیطرفی به قصد استفاده از نفع و امتیاز برای خود یا افراد وابسته و نزدیک به خود میداند و مقرراتی مثل صدور انواع مجوز و اجازهنامه، منطقهبندی فعالیتها و انواع مقررات دیگر دارای ارزش اقتصادی زیاد را یکی از عوامل مهم فساد دانسته است. وی معتقد است در هر کشوری معمولا چند عامل، نقش و میزان تاثیر فساد را تعیین میکنند: 1- دولت و مجموعه ابزارهای مورد استفادۀ آن 2- خصوصیات اجتماعی جامعه (مثلا در مناسبات اجتماعی-اقتصادی تا چه حد روابط مبتنی بر ضابطه و بیطرفی رایج است. 3- ماهیت نظام سیاسی. 4- نظام جزایی. به نظر تانزی، در بعضی کشورها فساد زیر سر رهبران سیاسی است. در بعضی دیگر، فساد از کارکنان دولت و کارمندان شهرداری سرچشمه میگیرد و در بعضی کشورها هم هر دو گروه دست به کار فسادند. وی همچنین میگوید دولتهایی هم که با برنامههای آرمانگرایانۀ قوی یا انقلابی به قدرت میرسند، ممکن است بتوانند مدتی با اتکا به آرمانها و شور انقلابی فساد را کنترل کنند، ولی به محض فرو نشستن تب آرمانگرایی و انقلابیگری، فساد در آنها ریشه میگیرد و گسترش مییابد. معمولا در نظامهای دموکراتیک واقعی، فساد رهبران و مسئولان سیاسی مهار یا افشا میشود و به ندرت به سطح افراطی موجود در حکومتهای استبدادی میرسد. خوان لینتز، دانشمند سیاسی (2013-1926) نیز معتقد است در بین نظامهای غیردموکراتیک، نظام سلطانی بیش از همه مستعد فساد است؛ زیرا در نظام سلطانی، مشروعیت کاریزماتی

برچسب: نویسنده: آراد محمودی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 0:37

عصر ایران - مصطفی میرسلیم، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در شبکه اینترنتی دانشگاه تهران، با یک جمله قصار و بسیار صادقانه، از ریشه اصلی مشکلات و مصائب ایران امروز پرده برداشت: "من کاری به نظر مردم ندارم!"او این جمله را در پاسخ به سوال مجری برنامه درباره خواست اکثریت مبنی بر فیلتر نشدن اینستاگرام گفت و افزود که اگر اکثر مردم هم اشتباه بکنند و خواستار استفاده از این شبکه باشند، ما نمی توانیم به خاطر اکثریت این کار (باز کردن اینستاگرام) را بکنیم. ببینید | میرسلیم ، نماینده مجلس: من کاری با نظر مردم ندارم؛ اینستاگرام باید قطع شوددر این یادداشت، درباره موضوع باز یا بسته بودن اینستاگرام سخنی نمی گوییم و دو نکته اساسی را بیان می داریم:1 - این که نماینده مردم در مجلس بگوید من با نظر مردم کاری ندارم، از عجائب روزگار است ؛ مانند آن است که وکیلی بگوید من به آنچه موکلم گفته کاری ندارم و مثلاً اگر موکلم در صدد دریافت سود خود از شرکت طرف دعواست، من خودم تشخیص می دهم که موضوع دیگری مانند لزوم تغییر آدرس شرکت را پیگیری کنم؛ همیین قدر مضحک و همین قدر رسوا!اگر یک مقام انتصابی این حرف را می زد، کمتر شرم آور بود تا کسی که نام "نماینده مردم" را با خود یدک می کشد و همان صندلی سبز پارلمان را مستقیماً مدیون مردم است.البته که وقتی دایره انتخاب مردم محدود شود و بسیاری از شایستگان نتوانند وارد مجلس شوند، فردی مثل میر سلیم وارد مجلس می شود و خود را بیش از ان که وامدار مردم بداند، وامدار جریانی می شمارد که رقبایش را حذف و راه را بر او هموار کردند. جمله تاریخی "من با نظر مردم کاری ندارم" تنها از دهان چنین نماینده ای می تواند خارج شود.اگر بخواهیم جایزه صادقانه ترین جمله سال را به کسی بدهیم، حتماً میرس

برچسب: نویسنده: آراد محمودی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 0:37

صفحه بندی